موضوع:مقالات
نویسنده:درخشنده
تاریخ:1389/10/13 01:12:19 ق.ظ



چاره ای نیست جزاین که همه عاشق باشیم

براستي چه جريان فكري مانع از بروز و گسترش فرهنگ ناب عاشقي در كشور اسلامي ما گرديد ، آيا دشمن در نفوذ عوامل بدلي خود تا اين حد موفق عمل كرده است كه سراسرشبكه هاي تلويزيوني ، راديويي و رسانه اي ما را در اختيار گرفته و به هر مناسبت چهره هايي را در منظر ديد نسل جوان كشورمان قرار مي دهد كه يا فوتباليست است يا خواننده ،  يا هنر پيشه ، و…



بسم رب الشهداء والصدیقین

پيشگفتار :

1- در زماني بسر مي بريم كه مدعيان روشنفكري ، همگام با ساير جريانات برانداز ، پاشنه آشيل نظام اسلامي ايران را معنويت مذهبي مردم ، شناسايي كرده ، و در راستاي استراتژي براندازي خاموش ، هجمه همه جانبه اي به اين باور ها و اعتقادات آغاز نموده اند.

اگر بخواهيم نگاهي گذرا به تاريخچه روشنفكري جديد بياندازيم ، شاهد خواهيم بود كه اين جريان درايران در دهه هاي 50 و 40 فعاليت جديد خود را به گونه اي آغاز نمود تا ضمن مقبوليت در نزد تودة مذهبي مردم ، تفكرات ضد ديني خود را نيز گسترش دهد. اين جريان سعي داشت تا اسلام را با آموزه ها و استاندارهاي ماركسيسم ترجمه كند ، و بعبارت ديگر : با نعل وارونه زدن سعي در ترويج تفكرات غير ديني خود داشتند.(شهيد مطهري از اين جريان بعنوان ماترياليسم منافق نام برده است).

پس از پيروزي انقلاب اسلامي ايران و بالاخص پس از فروپاشي اردوگاه شرق؛ شكست تئوري هاي ماركسيسم نمود عيني يافت. لذا از آنجايي كه مهلت فاشيسم و كمونيسم بسر آمده بود ، تئوريسين هاي جريانات برانداز و وابسته به استكبار جهاني ، پاشنه آشيل نظام اسلامي ايران را كه به سادگي در حال گسترش در سطح جهاني بود را مذهب و اعتقادات معنوي مردم دانستند. به همين منظور تنها آييني كه خواص الحادي فاشيسم و كمونيسم را دارا ، و معايب آن دو را نيز نداشت ، مكتب ليبراليسم بود؛ به همين منظور توسط عوامل مزدور خود كه به روشنفكري شهرت داشتندبا لطايف الحيل ليبراليسم را در پوشش دين ترويج نمودند تا بدين وسيله با انديشه هاي الهي به مقابله برخيزند.

اين جريان مدعي روشنفكري تلاش مي كند تا استانداردها و معيارهاي ليبراليسم را در قالب دين مبين اسلام عرضه كند. و تقريباً ترجيع بند تمامي آثار مروجين جريان ليبراليسم ، تبليغ تئوري نسبيت ، حقيقت تكثر گرايي ، حمله به روحانيت ،عبوس معرفي كردن فقه و فقاهت و نا كارا بودن آن در عصر حاضر ،تبليغ جدايي دين از سياست و ضديت با اصل مترقي ولايت فقيه ، ميباشد.

تاكتيك اين جريان برانداز در حال حاضر ، ايجاد شبهه و هجمه به باور ها و اعتقادات ديني آحاد جامعه است، و در همين راستا سعي درترويج انديشه سكولاري خود دارند . كه هدف اساسي آن براندازي نظام اسلامي ايران است.

در ساليان اخير موج عظيمي از حملات سازمان يافته به مقدسات را شاهد بوده ايم ، كه متأسفانه در برخي  موارد از تريبون هاي رسمي كشور نيز جهت انتشار افكار مخرب خود نهايت بهره را برده اند!

حقير در اين مجال سعي نموده ام به سه مورد از محور هاي استراتژی براندازی نرم دشمنان بپردازم:

1-      بررسي شيوه هاي تبليغ و نهادينه كردن فرهنگ ايثار و شهادت از منظر و سيرة معصومين (ع).

2-       بررسي  نقش ايثارگران در صيانت از فرهنگ ايثار و شهادت .

3-      آسيب شناسي شيوه هاي ترويج فرهنگ ايثار و شهادت .

مقدمه :

قبل از پرداختن به هر بحثي، ابتداء ميبايست تعريف درستي از شهادت و فرهنگ شهيد داشته باشيم.بايد بدانيم كه شهيد كيست؛ و به عبارت ديگر به چه افرادي شهيد خطاب مي شود.

آيا اصولاً توجه به شهيد ، تنها پرداختن به جنبه هاي حماسي ميباشد، كه ميتواند روح شهادت طلبي را براي مبارزه با متجاوزين تهييج نمايد؟! آيا ملاك تجاوز ، تنها سر حدات مرز جغرافيايي است؟! و يا باور هاي ديني و اعتقادي نيز جزئي از مطامع متجاوزين است؟آيا توجه به شهيد به معناي گسترش فر هنگ عاشقي در جامعه به منظور ساختن جامعه اي آرمانگرا و پويا ، مد نظر است؟

در اين عرصه ، به شهدا نيازمنديم و يا فرهنگ آنان؟!

ديدگاه حقير در اين بحث ، شناختن زواياي پيدا و پنهان شهدا و نقش فرهنگ ناب آن عاشقان سفر كرده درالگو پذيري جامعه است كه ثمره آن   بيمه نمودن جامعه در بحران هاي مختلف اجتماعي است.براي نيل به اين منظور سعي دارم  از مطالب شهيد مطهري ، بهره لازم را ببرم..

شهيد كيست:

يكي از نشانه هاي برجسته و بزرگ در راه تكامل انسان مانند: عشق، وفاداري، ايثار، فداكاري، و ديگر مواردي كه انسان را از محيط مادي خود متمايز مي كند؛ شهادت است.

طبق فرمايشات مولاي متقيان حضرت علي (ع) ، انسانها به دو دسته تقسيم شده اند:

اهل دنيا و اهل آخرت. اگر اهل دنيا را انسانهايي بناميم كه زندگي آنها از رحم مادر شروع مي شود و گور خاتمه زندگي آنان قرار مي گيرد. اين افراد هيچ خير و بركتي پس از خود براي جامعه انساني باقي نمي گذارند.( البته اين در صورتي است كه شرٌ و فسادي از اينگونه مدعيان انسان نما، بر جا نمانده باشد).

امٌا گروه دوم كه امير المومنين(ع) آنان را اهل آخرت نام نهاده است؛ اين افراد انسانهايي متعالي و نا محدود هستند، كه زندگي آنان منتهي به گور نمي گردد؛بلكه در زندگاني مردم، تأثيرات مستقيم و غير مستقيمي به يادگار مي گذارند.

اينگونه افراد تفكرات عاشقانه شان در خصوص عالم هستي ، با زندگي مردم آميخته، و فداكاريهايشان در امور روزمره مردم، خوشبختي و پيشرفت به همراه دارد.

اينگونه افراد در طول تاريخ هميشه چراغ راه نسلها خواهند بود.

طبق فرمايشات حضرت علي (ع) ، امكان شهادت براي افراد اهل آخرت به مراتب بيشتر از ساير مردمان ميباشد. و به همان اندازه كه هدف و مقصد آنها الهي و همه جانبه، عادلانه و آينده ساز باشد، و يا بعبارت ديگر هر قدر خلوص نيت الهي تر باشد، ضريب نائل شدن به فيض عظيم شهادت براي اين افراد بيشتر است.

اينگونه افراد كه تمامي زندگي، وجود و آينده خود را فداي آرمانهاي بزرگ الهي مي كنند، شايسته و سزاوار شهادت هستند.

زندگاني اين انسانها در چنين حالتي، شهادت مداوم و هميشگي است. اينان شهيدان زنده اي هستند كه منتظرند تا تكليف و رسالت خويش را در راه خدا به اتمام رسانند. اينگونه افراد تا زنده هستند شهيدند، و پس از آن نيز چراغ راه هدايت بشريت.

در همين خصوص خداوند متعال در آيات 23و24 سوره احزاب مي فرمايد:

برخي از آن مؤمنان ، بزرگ مرداني هستند كه به عهدوپيماني كه با خدا بسته اند كاملاً وفا كردند. پس برخي بر آن عهد ايستادگي نمودند( تا به راه خدا شهيد شدند) و برخي به انتظار ( فيض شهادت) مقاومت كرده و هيچ عهد خود را تغيير ندادند؛تا آنكه خدا آن مردان راستگوي( با وفا) را از صدق ايمانشان پاداش نيكو بخشد…

به همين دليل است كه اختلافي بزرگ و تفاوتي اساسي ميان مرگ و شهادت نهفته است.مرگ پايان طبيعي حيات هر موجود زنده اي است؛ولي شهادت يك نعمت نادر و كمياب ، كه رايگان بدست نمي آيد.بلكه نعمتي است كه لازمه تحقق آن شرايطي است كه آن شرايط بسيار سخت و طاقت فرساست.

از خود گذشتگي و ايثار، و از منافع دنيوي گذشتن بخاطر هدف والاتري: كار هر مدعي نيست.

بنابراين،توفيق برخورداري از فرهنگ ايثار و عاشقي از هر مدعي ساخته نيست.فرهنگ شهادت با منفعت طلبي در تضاد آشكار است ، و شهداي زنده هيچ وقت رضاي معشوق را با منافع زود گذر دنيوي تبادل و معامله نخواهند نمود.عاشق هيچ وقت به وصال نمي انديشد كه وصال نيز جزيي از منافع او ميباشد ؛ بلكه عاشق حقيقي رضاي معشوق را مي طلبد، حتي اگر در هجران نهفته باشد.عاشق حق انتخابي براي خود قايل نيست ، بلكه به انتخاب معشوق گردن مي گذارد و هرچه او بخواهد عمل مي كند.فرهنگ عاشقي از خود گذشتن است تا مرحله بي نهايت ، اينگونه افراد منتخب معشوق هستند ، نه انتخاب كننده يار! از اين رو است كه عاشق طالب عقبي هم نيست كه در اين صورت حكم مزدوري دارد. عاشق طالب مولاست و مطلوب او، عاشق تنها رضاي معشوق را مي طلبد و به اين نكته ايمان دارد كه ( كه دوست خود روش بنده پروري داند)؛ با اين اوصاف عاشق بايد در آزموني سخت و مبارزه اي نفس گير با ديو هفت سر نَفس خود به كمالي برسد تا مورد انتخاب قرار گيرد.

از آنجا كه شهادت نعمتي است كه نصيب مردان خدا مي گردد،شهيد انتخاب مي شود؛ و اين انتخاب همان اختياري است كه خداوند به انسان داده است( سوره آل عمران، آيه 140:…اين روزگار را به اختلاف احوال ميان خلايق مي گردانيم كه مقام اهل ايمان به امتحان معلوم شود. تا از شما آن را كه ثابت در دين است، گواه ديگران كند).

با اين توصيفات نتيجه مي گيريم : حركت، جنبش ، فعاليت، بالندگي، استقلال فرهنگي و سياسي و نظامي در هر ملت و هر جماعتي متناسب است با گسترش روح شهادت و شهادت طلبي در آن كشور و جماعت. و معمولاً كمي يا ندرت روح شهادت طلبي ( خواه فردي يا اجتماعي) ، و يا به عبارتي شهداي زنده در هر جامعه اي ، ارتباط مستقيمي با استبداد پذيري آن جامعه خواهد داشت؛ و دشمناني كه در كمين نشسته اند از ضعف اين روحيه ، راحت تر مي توانند به آن ملت نفوذ و تسلط يابند.

اگر شهداي زنده در هر جامعه اي را به تعبير مقام معظم رهبري ، به خواص طرفدار جبهه حق تشبيه كنيم؛ آنگاه مسؤوليت  و وظيفه اين خواص مشخص تر ، و نقش آنان در پويايي آن جامعه واضح تر مي گردد.

طبق فرمايشات مقام معظم رهبري، خواص جامعه بايد با فكر، فهميدگي، آگاهي و بصيرت تصميم گيري كنند.

معظم له ، خواص جامعه را به دو دسته تقسيم كرده اند:يك دسته كساني هستند كه در مواقع امتحان نمي توانند از زندگي، مقام، شهوت، پول ، لذٌات و راحتي دنيا چشم بپوشند؛ و دسته ديگر كساني هستند كه مي توانند در موقع لزوم از متاع دنيا دست بردارند. اگر عده اين دسته بيشتر باشند ، هيچوقت جامعه اسلامي مانند دوره امام حسين(ع) نخواهد شد و تا ابد بيمه هستند.

اما اگر دلسپردگان به دنيا بيشتر باشند، هر چند كه حق را مي شناسند و طرفدار حق هستند. در عين حال در مقابل دنيا پايشان مي لرزد.دنيا يعني پول، خانه، شهوت، مقام، اسم، شهرت، پست و مسؤوليت وجان! اگر كساني كه براي جانشان راه خدا را ترك مي كنند، و آنجا كه بايد حق را بگويند، نگويند؛ براي مقام، شغل، پول، يا محبت به اولاد، محبت به خانواده، نزديكان و دوستان، راه خدا را ترك كنند، اگر عده شان بيشتر از گروه اول باشد، آنوقت واويلاست، و حسين ابن علي(ع) به مقتل مي روند…(سخنان مقام معظم رهبري در ديدار با فرماندهان و نيروهاي لشگر 27 محمد رسول الله –ص- 20/3/75).

علي هذا در يك جمع بندي اجمالي مي توانيم نتيجه بگيريم كه مرگ جبر است ، و شهادت اختيار انسان براي انتخاب نوع مرگ.

طبق فرمايش امام راحل: شهادت سعادتي است كه نصيب مردان خدا ميشود؛پس اوج تكامل انسان كه به شهادت ختم مي شود، عشق الهي است، همان عشقي كه انسان را از خود پرستي و خود خواهي نجات مي دهد.زيرا تا زماني كه انسان تحت تأثير فرامين نفس و خواسته هاي حيواني خويش قرار دارد، در بند است؛ و عشق گرچه بندگي معشوق را در پي دارد، ليكن از خود خواهي و خود پرستي ، شخص را رهانيده و به يكتا پرستي رهنمون مي سازد.

امام صادق (ع) در اين خصوص مي فرمايد:

نور محبت و عشق خداوند هرگاه بر درون بنده اي تابيد، او را از هر مشغله ديگري باز مي دارد. و هر يادي جز خدا ، ظلمت و تاريكي است.( مصباح الشريعه، ص 52).

با نگرش بر مطالب معروضه، كلمه شهيد تنها منحصر به گشتگان راه خدا نمي شود؛ بلكه مي تواند به اشخاص زنده نيز اختصاص يابد. يعني طبق فرمايشات امام علي (ع) : زندگاني اين انسانها در چنين حالتي، شهادت مداوم و هميشگي است. اينان شهيدان زنده اي هستند كه منتظرند تا تكليف و رسالت خويش را در راه خدا به اتمام رسانند. اينگونه افراد تا زنده هستند شهيدند و پس از آن چراغ راه هدايت بشريت…

علي ايحال ترويج فرهنگ ناب عاشقي كه باعث گسترش و افزايش شهداي زنده در جامعه مي گردد، مي تواند عاملي در جهت شكوفايي استعدادهاي الهي وگسترش فرهنگ ناب عاشقي در كشور شود. اين فرهنگ بدليل آنكه از منفعت طلبي به دور است، و شهيد منافع دنيوي خود را هيچ وقت مد نظر ندارد، باعث مي شود تا كليه امور در مدار توجه به معشوق عالم هستي قرار گيرد. در چنين حالتي ، مشكلات جوامع مختلف مانند: سوء استفاده از قدرت، فساد و ارتشاء، فحشاو… عملاً مجالي براي بروز پيدا نمي كنند.

اگر متوليان اداره هر جامعه اي كه وظيفه خدمت رساني به مردم را بر عهده دارند، خود شهيد زنده اي باشند، آنگاه آن جامعه به سمت پيشرفت گام بر مي دارد. و به تبع آن آحاد مردم آن جامعه با الگو پذيري از متوليان امر ، خواه نا خواه به سمت فرهنگ عشق و ايثار گرايش پيدا خواهند نمود. گسترش اين فرهنگ بيمه نمودن جامعه از گزند مطامع سلطه گران جهاني خواهد شد. ولي اگر فرهنگ شهيد در جامعه حكم فرما نباشد، و هر فردي تنها منافع خود و خانواده اش را در نظر بگيرد؛ آنگاه شاهد اضمحلال جامعه خواهيم بود. زيرا تنها منافع فردي ملاك تصميم گيري ها خواهد بود. و چه بسا براي نيل به اهداف شخصي ، كليه منافع عمومي نيز به قربانگاه برده ميشوند.

شايد بروز برخي چالشهاي سياسي و ناهنجاريهاي اجتماعي  در جامعه كنوني، نشأت گرفته از اين امر باشد كه فرهنگ شهدا در جامعه رنگ باخته است و چه بسا تداوم چنين امري باعث واپسگرايي و در نهايت …

اگر دقيق تر به اين نكته توجه شود ، در خواهيم يافت كه هدف دشمنان از هجمه همه جانبه فرهنگي به كشور عزيزمان ؛ كم رنگ كردن و در نهايت محو نمودن فرهنگ عاشقي از كشورمان ميباشد.

براي مقابله با اين تهديد  كه  امنيت ملي كشورمان را نشانه گرفته است ابتداء ميبايست شيوه و شگرد دشمن را شناسايي نمود و سپس راه كارهاي مناسب را براي مقابله با تهديدهاي آنان مورد ارزيابي و بررسي قرار داد.

مؤثر ترين شيوه اتخاذي دشمن در جهت جلوگيري از نشر و گسترش فرهنگ ايثار و شهادت در جامعه، مي توان به طرح دشمن در تهاجم فرهنگي استناد كرد .

تهاجم فرهنگي چيست:

تهاجم فرهنگي عبارت است از : تلاش هدفمند ، سازمان يافته ، و برنامه ريزي شده يك فرد ، طبقه ، يا ملت و دولت خاصي  براي تحميل باورها ، ارزشها ، اعتقادات ، و رفتارهاي سلطه گرايانه خود ، به ديگران.

تهاجم فرهنگي داراي سه ويژه گي مهم است:

1-      در ابتداء نا محسوس است .

2-       گسترده و همه جانبه ميباشد.

3-      نيروهاي تهاجم فرهنگي از افراد درون خود جامعه مورد هدف انتخاب مي شوند.

مهمترين هدف دشمن از تهاجم فرهنگي كه به حق به آن شبيخون فرهنگي گفته شده است ؛به استخدام در آوردن مغزها ميباشد. بعبارت ديگر به جاي آنكه در فضايي آزاد ، افراد جامعه بتوانند تصميم گيري كنند ؛جوُ جامعه را چنان مسموم و زهر آلود مي كنند كه  آحاد جامعه بجاي  آنكه در مورد موضوعات خاص تصميم گيري كنند ؛ آنان را به سوي تصميمات گرفته شده سوق مي دهند.در اين راستا استحاله نيروهاي ارزشي و استراتژيك كشورنقش مهمي را در اين فرآيند بر عهده دارد.همانگونه كه در ويژه گي تهاجم فرهنگي گفته شد ، دشمن براي تخليه ارزشهاي يك جامعه و جايگزين كردن ضد ارزشهاي خود، نياز به نيروهايي از همان جامعه دارد.براي نيل به اين هدف ، دشمن با استحاله نيروهاي ارزشي كشور ، از وجود اين افراد براي نشر و گسترش فرهنگ وارداتي خود استفاده مي كند.

نكته در خور توجه در تمام طرح هاي دشمن  ، بهره برداري آنان از غفلت نيروهاي خودي جامعه هدف ميباشد! و چه بسا خواستهاي دشمن كه با صرف هزينه هاي كلان ، امكان گسترش آن در جامعه اي مقدور نباشد ، اينگونه افراد غافل به سادگي هموار كننده راه براي اهداف دشمن مي گردند.

از اين روست كه نقش نهاد ها و  متوليان فرهنگي جامعه در گسترش فرهنگ ايثار و شهادت ملموس تر مي گردد. و يكي از عوامل مهم در الگو سازي براي نسل جوان جامعه ميباشد.

نگاهي گذرا به گذشته نه چندان دور در كشور عزيزمان ايران ، متآسفانه  نمايانگر اينگونه  غفلت ها ميباشد.(البته اگر نگوييم ترفندها)!

براستي چه جريان فكري مانع از بروز و گسترش فرهنگ ناب عاشقي در كشور اسلامي ما گرديد ، آيا دشمن در نفوذ عوامل بدلي خود تا اين حد موفق عمل كرده است كه سراسر شبكه هاي تلويزيوني ، راديويي و رسانه اي ما را در اختيار گرفته و به هر مناسبت چهره هايي را در منظر ديد نسل جوان كشورمان قرار مي دهد كه يا فوتباليست است يا خواننده ،  يا هنر پيشه ، و…  چرا بجاي الگو قرار دادن اينگونه افراد براي نسل جوان ، نمي آييم شهداي زنده را مطرح كنيم؟!

چرا به جاي قهرمان ملي خطاب كردن فلان فوتباليست و معاف كردن او از خدمت سربازي ، و دادن نشان افتخار و لياقت به اينگونه افراد ، نمي آييم به شهداي زنده بها بدهيم؟! چرا همگام با دشمن سعي در فراموش كردن فرهنگ عاشقان سفر كرده را داريم؟!

وقتي مي آييم فلان خواننده و هنرپيشه مرد را كه زير ابرو برداشته است، ويا فلان هنرپيشه زن بزك كرده را كه در جامعه به عنوان افراد  فاسد الاخلاق شهرت يافته اند ،براي نسل جوان چهره و الگو ميكنيم، چه توقعي براي رعايت هنجارهاي ديني و اخلاقي  جامعه، توسط نسل جوان داريم؟!

وقتي مي آييم فلان ورزشكار فاسد الاخلاق را الگوي جوانانمان قرار ميدهيم كه حتي در ميادين ورزشي نيز بوي از جوانمردي نبرده است ،از جوانانمان چه توقعي داريم؟!

وقتي مي آييم ارزش خدمت به كشور و كسب افتخارات ملي را با سكه و ماشين برابر ميدانيم ،ديگر جايي براي عرق ملي و ارزشهاي والاي مذهبي و اخلاقي باقي نمي ماند.و نتيجه آن ميشود همان ورزشكاري كه با نام مقدس ائمه سلام الله عليه ، به موفقيت ورزشي رسيده است ،اكنون براي تداوم افتخارآفرينيهايش ،ماشين و خانه و ماديات دنيوي طلب ميكند!براستي كجا رفت آن فرهنگ عاشقي و آن زرنگي هاي عاشقانه؟! (رجوع شود به داستان زرنگترين عشاق ، بپيوست ميباشد.)

كجا رفت آن فضاي عشق و ايثار؟! كجا رفت رضاي خدا در تمامي امورمان ؟! كجا رفت سوز دعا هايمان ؟! كجا رفتند خادمان بي ادعا؟! كجا رفت لحظه هاي ناب معاشقه؟!( رجوع شود به داستان معاشقه.)

براستي !اگر اكنون يكي ،تنها يكي از آن سبكبالان عاشق از ما سؤال كند كه :ما براي حفظ ناموس اين كشور رفتيم ،شما بعد از ما حتي به ناموس همسايه ديوار به ديوار خودتان هم رحم نكرديد !چه پاسخي داريم ؟!

تصور بفرمائيد اگر اين فرهنگي كه الان حاكم شده است كه هركس در هر مقام و منصب، براي اداي وظيفه اش به كشور،درخواست ماديات دنيوي ميكند،اگر در زمان دفاع مقدس نيز اين اخلاق حاكم بود چه ميشد؟

در زماني كه براي تهييج به اصطلاح قهرمانان كشتي ،وعده تحويل خودرو در فرودگاه داده ميشود !در زماني كه ركورد شكني،جايزه اش خانه و ماشين و ساير ماديات ميباشد! در زماني كه گل زدن در يك بازي فوتبال ، مدال شجاعت ولياقت و قهرمان ملي ، ارمغان مي آورد! اگر همين رويه در زمان دفاع مقدس حاكم بود ، چه مي شد؟!تصوٌر بفرماييد:

پشت ميدان مين رزمندگان زمينگير شده اند ، آيا وعده خودرو و خانه مي تواند عاملي براي رفتن بر روي مين باشد؟!آيا با اين انگيزه هاي مادي ، مي توان زرنگترين عشاق را داشته باشيم؟!يا برعكس در آن شرايط زرنگي ها هم رنگ عوض مي كند و تبديل به بزدلي مي شود؟!

شما جناب مسؤول فرهنگي! شما جناب مسؤول سياسي! شما متوليان امر! چه كرديد كه دشمن را در اجراي اهداف خود آنچنان گستاخ نموده ايد كه حماسه هشت سال جانفشاني عاشقان مَرد را از ياد برده ، و در پشت مرزهاي كشورمان به رجز خواني افتاده است.

بگذريم…

بيان غفلتها و اشتباهات گذشته ، به جز آنكه عرق شرم بر پيشاني و جدانهاي بيدار بنشاند، كار ديگري انجام نمي دهد.

بياييد منبعد در هركجا كه هستيم ، در هر پست و مقامي كه هستيم ، در هر وضعيتي كه هستيم ، با هر توان و امكاناتي كه داريم ؛ سعي كنيم دشمن از غفلتهايمان سوء استفاده نكند.

بياييد منبعد امكانات و مقدورات نظام اسلامي كشورمان را در جهت اهداف دشمن مورد استفاده قرار ندهيم.

بياييد منبعد بوي كباب واقعي را به كباب خوران بيت المال بچشانيم!( رجوع شود به داستان بوي كباب.)

بياييد منبعد بجاي چهره كردن هنر پيشه ، خواننده ، ورزشكار ،و…؛شهداي زنده را به جامعه جوان و تشنه فرهنگ ناب عاشقي معرفي كنيم.

بياييد منبعد بجاي اعطاي نشان هاي پر زرق و برق دنيايي به افرادي كه بويي از فرهنگ عشق و ايثار نبرده اند ؛ نگاهي به شهداي زنده كه در گوشه آسايشگاه ها يا كُنج غربت، لحظه ها را براي رسيدن زمان وصال معشوق ، سر ميبرند؛ اهداء كنيم.

بياييد منبعد حداقل قدر شناسان خوبي براي پاسداران نواميسمان در هشت سال دفاع مقدس باشيم.

بياييد منبعد براي نسل جوان فعلي ، بجاي عشق هاي مجازي و منحرف دنيايي ، عشق واقعي را تعريف و الگو قرار دهيم.

نگوييد چگونه؟!درست به همان صورت كه در اين چند سال گذشته فرهنگ ناب عاشقي و عشق بازي سبكبالان عاشق را با فرهنگ مُد گرايي، چهره پرستي هنرپيشگان ، خوانندگان ، و  ورزشكاران معاوضه كرديم.

نگوييد چگونه؟!درست همانگونه كه در اين چند سال گذشته ، آن فضاي پاك و زلال عاشقانه را اينگونه مسموم و زهر آلود كرده ايم.

نگوييد چگونه؟! همانگونه كه در اين چند ساله ،  مداحان اهل بيت سلام الله عليه  را خواننده كرديم!

اگر دقت كنيم ، راه كار در عملكرد اين چند ساله خودمان مستتر است! تنها بجاي چهره نمودن برخي …، عاشقان حقيقي و شهداي زنده را جايگزين كنيد.همه چيز خود به خود در مسير الهي قرار مي گيرد..

بياييد…بله! شما بياييد،آنها آمده اند . تنها يك يا علي مي خواهد تا عشق دگر باره آغاز شود. زيرا:

فرهنگ شهدا،فرهنگ ايثار و از خودگذشتگي است.

فرهنگ شهدا،فرهنگ خدمت به خلق خدا در بالاترين حد است.

فرهنگ شهدا،فرهنگ مبارزه با منفعت طلبي و خود خواهي هاي فردي است.

فرهنگ شهدا،فرهنگ عدالت علي (ع )،صبوري حسن (ع ) ،شجاعت حسين (ع ) ، و فرياد رساي زينب (س ) است.

فرهنگ شهدا ، فرهنگ مبارزه با هر فسادي ،تحت هر عنواني ، و از سوي هر فردي ميباشد.

فرهنگ شهدا…

جان كلام ، بيائيد از جبهه ها به همراه پيكر مطهر شهدا، فرهنگ  ناب عاشقي آنان را به شهرها بياوريم.

والسلام علي من اتبع الهدي

منبع خبر: http://fashnews.com/archive/news/22-news/7284-2010-12-29-08-55-44.html



Share



     
    ارسال نظر پیرامون این مطلب:

  نام و نام خانوادگی:            ایمیل:            آدرس وب سایت یا وبلاگ:   

       متن پیام: